ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

645

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

خود را به خيل دويچ‌كيج زد و از طالع فيروز خسروى دويست نفر زنده دستگير و يك صد و سى نفر از آن قوم بىتدبير قتيل شمشير غازيان شيرگير شد . باز به هر طورى كه ممكن بود ، روسيه خود را به قلعهء سردارآباد رسانيدند و شب هنگام يورش برده و از اهتمام جان فشانان اسلام كارى نكرده چون بخت خود برگرديدند ، لاعلاج روى به تسخير قلعهء طالين گذاشتند و در آن‌جا نيز سودى نبرده راه مراجعت برداشتند . سارواصلان در كنار رود زنگى قرار يافت و ينارال دويچ به اوچ كليسيا به جانب ايروان شتافت . روسيهء متوقّفين در كنار پل خدا آفرين « 1 » نيز خواستند از آب ارس عبور نمايند و دست تطاول به تسخير قراچه‌داغ برگشايند ، نوّاب وليعهد ثانى محمد ميرزا از كمين كين برجست و در وسط رودخانه رشتهء قرار روسيان را از هم بگسست . پاره [ اى ] در آب فنا غرق شدند و اكثرى از شعلهء سوزان توپ فروزان ، قرين حريق آمدند . لاعلاج بنه و اسباب خود را ريختند و به صوب ديار ادبار گريختند . مژدهء اين فتوحات در اواخر شهر شوّال المكرّم در دار الخلافهء ارم توأم به عرض صاحبقران معظّم رسيد و قلب مبارك الى غير النهايه مبتهج و مسرور گرديد و به شكرانهء اين فتح نمايان و نذرى كه در سال قبل مركوز خاطر « 2 » معدلت بنيان بود ، موازى يك عدد قنديل طلاى مينا كه وزنش يك هزار و دويست مثقال و مشحون از انواع جواهر و لآل « 3 » گرديد و قيمتش به مبلغ يك هزار تومان « 4 » رسيده بود ، وقف روضهء مطهّرهء بضعهء احمدى - صلوات اللّه عليها - فرمود و به دار الايمان قم گسيل نمود . پس از آن در يوم سه‌شنبه هشتم شهر ذى حجّة الحرام سنهء يك هزار و دويست و چهل و دو ، با عزمى عدو شكن و لشكرى اهريمن فكن ، از دار الخلافهء مينوون حركت و سه روز در عمارت مباركهء سليمانيه متوقّف و روز جمعه يازدهم [ اين ماه ] رايات ظفر آيات به عزم مملكت آذربايجان شقّه گشا آمد .

--> ( 1 ) . در ساحل جنوبى ارس و شمال شهرستان كليبر ( 2 ) . ملى : « خواطر » ( 3 ) . لآلى ؛ جمع لؤلؤ ( 4 ) . مجلس : « پنج هزار تومان »